
صحبت از درون و دنياي بي وسعتش كه مي شود....شكوفايي ش و بي كراني ش عيان است
و من در حيرتم از اين همه
وسعت جسم
هوشمندي ش و......
لمس مي كني ، مي بويي..و.جستجو مي كني
و انگــــــار در هر بارش خود را از نو مي زايد
** عكس از آدرين
Saturday, August 29, 2009
جسم
Friday, August 28, 2009
who knows!
توي بزرگراه بدون اتوبوس، تاكسي و ترم ... گم شده بوديم ، نه نقشه يي و نه دركي از مكان....نصفه شب....
اون طرف دختر و پسري در فاصله ي كوتاهي از هم به سمت خانه ها شان مي رفتند
صدايشان كرديم
هر دو آمدند
به سختي انگليسي حرف مي زدند...ولي با كمك هم مسير رو به ما نشون دادند
دور كه شديم برگشتم وممتد نگاهشان كردم...
لحظاتي با هم حرف زدند و بعد دوش تا دوش هم مسيرشان رو ادامه دادند
ارام زمزمه كردم..شايد گم شدن ما بخت آنان بود براي پيدا كردن هم...
who knows!!
Friday, August 21, 2009
كازينو
دست مي كشه تو انبوه موهاي طلايي ش ..دقايقي ، خلسه ي لذت رو رها مي كنه ... چشمان ريز آبي ش همراه مي شه با قهوه اس براق مردمك هاش و آروم نجوا ميكنه
please don't hesitate about me!
و هر دو غرق مي شن در تازگي هاي هم
.....
..جاني واكر مارك خوبيه...دارم مي رم كازينو
please don't hesitate about me!
و هر دو غرق مي شن در تازگي هاي هم
.....
..جاني واكر مارك خوبيه...دارم مي رم كازينو
Friday, August 14, 2009
بيست و نه سالم شد و هنوز نفهميدم فرق بين دوست داشتن، شهوت و عشق رو
دختره، تو راست مي گي...عقده ي هجده ساله گي من به اين زودي ها تمومي نداره
ولي مي شه آروم آروم چيزهايي رو تموم كرد
...
و شايد كشف كرد
دختره، تو راست مي گي...عقده ي هجده ساله گي من به اين زودي ها تمومي نداره
ولي مي شه آروم آروم چيزهايي رو تموم كرد
...
و شايد كشف كرد
Wednesday, August 12, 2009
hot free hug
دستم رو اروم فشردم رو دست هاي سفيد و سردش و سر انگشت هاشو گرفتم
گفت مي توني بيزينش كني...برو شمال وهات هاگ بفروش وسط زمستون
هر دو دستش رو آروم بين دستام گرفتم و گذاشتم تو لذت گرماي دستام غرق بشه.......عصر خنكي بود و پاييز
و برگ هاي در حال زرد شدن
و خيابون شلوغ جشن آخر تابستون
و موسيقي و رقص و آب جو
و من پر بودم از هات فري هاگ تو دل سرما
گفت مي توني بيزينش كني...برو شمال وهات هاگ بفروش وسط زمستون
هر دو دستش رو آروم بين دستام گرفتم و گذاشتم تو لذت گرماي دستام غرق بشه.......عصر خنكي بود و پاييز
و برگ هاي در حال زرد شدن
و خيابون شلوغ جشن آخر تابستون
و موسيقي و رقص و آب جو
و من پر بودم از هات فري هاگ تو دل سرما
Monday, August 10, 2009
Friday, August 7, 2009
soft
فرو ريختن زن برام يه تمام شدن جذاب هست..وقتي نرم و خيس از هم مي پاشه و مي ريزه
شيريني كامل اندوه هست
...
** عكس از آدرين
شيريني كامل اندوه هست
...
** عكس از آدرين
Monday, August 3, 2009
Subscribe to:
Comment Feed (RSS)



