Friday, October 30, 2009

ارزش

- I will make the dishes..
و ظرف ها رو هل داد توي آب كف آلود داخل سينك
نگاهم چرخيد روي لوئيز و مايك ونلز

و رسيد به ادام...در حال ظرف شستن

- برمي گردي
- نمي دونم هنوز
سخته با تمام چيزهاي بد...برگشتن و دوباره شروع كردن
....نگاهش از روي ظرف ها چرخيد و خيره شد تو چشمام
- چيزهاي قشنگي داريد دختر، چيزهايي به ارزش‌مندي ارزش

صبح زود توي ترم...سرم روي شونه هاي لوئيز بود و فكرم پيش ارزش هايي كه ادام تو چند ماه اقامتش تو ايران، اون ها رو پيدا كرده بود

ارزش هايي به ارزش مندي ارزش، شايد!