Sunday, October 18, 2009

ناديده

فكر نكرده بودم . و چه خوب متوجه م كردي پسره

كه دو سال طول كشيد آرزوي اولم رو لمس كنم

نصفه هاي شب ..تو خيابون هاي گوتنبرگ ..موهاي باد خورده ونيمه مست

نوك انگشتايي گرم از پك هاي سيگارررر

و زندگي كه باختن و بردنش فرقي نمي كنه