Sunday, September 6, 2009

lilla röda hår

خودم رو مچاله كردم رو كاناپه ش
سرش رو جلو آورد و گفت طوري شده..و زل زد تو چشمام
be open with me pleasss

گرفتار دايره م نمي تونم خلاص شم-
همه تو اين دايره ايم....من هم....لذت ببر-
mitt lille biff

و كف دستم دايره ي كوچيكي كشيد
ها ها
و من حواسم به اون مسواك آبي و صورتي بود كه هميشه توي دايره كنار هم مدتي رو مي گذرونن

كم كم تيكه هايي از من عجيب دارن جا مي مونن