Thursday, July 2, 2009

عادت ديرين


زن تمام بعد از ظهر رو صندلي رو به در مي شينه و خيره مي شه به در.....و در جواب م با انگليسي دست و پا شكسته ش مي گه ..من منتظر پسرم هستم

و چه قدر بعد از ظهر هاي اينجا طولاني ان...طولاني و خاموش


سعي مي كنم...پيرزن تنها و پسر تنها ترش حداقل به من عادت نكن..به من و به مهرباني هام....مي ترسم ازين عادت ديرينه