آخرين لحظه هاي بودن ات، تو خونه ي اون پروفسور پير...بحث سر نام كوچه اي بود بيست سال واندي پيش.....و من سرتاسر نگاه و سكوت
فضاي اون لحظه م اندوهي بود مبهوت كه با نفس كشيدن هر ثانيه اش ...عميق تر و عميق تر مي شد
يك هفته گذشت؟
نه يك ماه ؟
شايد يك سال !!!!
و به زودي هم عمري خواهد گذشت
*** اين جا
Saturday, June 27, 2009
هیچ دوست داشتنی تاب نمیآورد فاصله را
Subscribe to:
Comment Feed (RSS)
|